بررسی اولیه تبلت سرفیس گو 2 مایکروسافت؛ یک ارتقا جزئی اما هوشمندانه


مایکروسافت به تازگی از تبلت جدید خود که تحت عنوان سرفیس گو ۲ شناخته می‌شود رونمایی کرد. بنابراین تصمیم گرفتیم نگاهی بیندازیم به مشخصات و عملکرد آن تا ببینیم آیا به نسبت قبل پیشرفت قابل توجه و ارزشمندی داشته یا خیر.

اگرچه بازار گوشی‌های هوشمند در طی چند سال اخیر آنقدر رشد کرد که فضای کمی برای تبلت‌ها باقی گذاشت، اما همچنان این محصولات با استقبال خوبی از سوی کاربران مواجه می‌شوند. معمولا اپل را به عنوان سازنده شماره یک در این بخش می‌شناسند و بسیار سخت است شرکتی بتواند با این شرکت رقابت کند. اما این بدان معنا نیست که رقابت پایان یافته؛ چرا که مایکروسافت اخیر از تبلت جدید خود با نام سرفیس گو ۲ رونمایی کرد. محصولی که به نسبت قبل، پیشرفت‌های جزئی اما مهمی داشته.

با قیمت پایه ۳۹۹ دلار، مایکروسافت دقیقا تبلت‌های اپل را هدف قرار داد. آن هم با قابلیتی که در هیچ محصولی از اپل آن را نمی‌بینیم؛ ویندوز ۱۰. ایده مایکروسافت ساده است: اگر کارهای زیادی هستند که برای انجام آن به تبلت نیاز دارید و از طرفی نمی‌خواهید هزینه زیادی برای آیپد پرو بپردازید، سرفیس گو ۲ در اختیار شما قرار دارد.

وقتی در تابستان سال ۲۰۱۸ مایکروسافت از اولین سری سرفیس گو رونمایی کرد، شاید خیلی‌ها فکر می‌کردیم این محصول اصلا قرار نیست با آیپد پرو رقابت کند چون واقعا کمبود یک سری ویژگی کلیدی در آن به چشم می‌خورد. مثلا باتری به شدت ضعیف، طراحی نه چندان زیبا، لوازم جانبی گران قیمت که برای استفاده از پتانسیل کامل آن لازم بود و بسیاری از موارد دیگر باعث شد سرفیس گو اصلا نتواند نظرمان را جلب کند.

اما با سرفیس گو ۲ مایکروسافت نشان داد می‌خواهد در بازار بماند. بسیاری از مشکلات سری اول در این نسل وجود ندارد و به وضوح مشخص است ردموندی‌ها از اشتباهات گذشته درس گرفته‌اند. برخی‌ها می‌گویند هنوز این محصول برای تبدیل شدن به یک سیستم همه کاره فاصله زیادی دارد که خب باید گفت در خانواده سرفیس محصولات زیادی با این قابلیت وجود دارند و سرفیس گو صرفا برای مصارف عادی و دانشجویی طراحی می‌شود تا هزینه‌ها پایین بماند.

بهتر است نگاهی بیندازیم به این محصول تا ببینیم آیا می‌توان به عنوان یک لپ تاپ کوچک و جمع و جور از آن استفاده کرد یا خیر.

بیشتر بخوانید: مقایسه سرفیس بوک ۳ با مک بوک پرو و دیگر لپ تاپ‌های هم‌رده

طراحی سرفیس گو ۲

مایکروسافت سرفیس گو 2

سرفیس گو ۲ را می‌توان برادر کوچک‌تر محصولات سرفیس دانست. از نظر ابعاد، محصولی را در اختیار داریم که کاملا با سری قبل برابر بوده (۹.۶۵ × ۶.۹ × ۰.۳۳) و از لحاظ شکل و شمایل نیز تقریبا مشابه همان سری قبل است. همچنین بکارگیری آلیاژ منیزیم نقره‌ای با لوگوی معروف ویندوز در پشت، ظاهری آشنا، اما ساده و جذاب به عضو جدید سرفیس داده است.

حتی از نظر تعداد و نوع پورت هم تفاوت خاصی با نسل قبل وجود ندارد. یک پورت microSDXC در سمت چپ، یک پورت سرفیس کانکت برای شارژ و دک، یک USB-C و یک جک هدفون در سمت راست، تمامی اتصالات در سرفیس گو ۲ را تشکیل می‌دهند. کلید‌های کنترل صدا و پاور هم طبق معمول در بالای این محصل تعبیه شده‌اند و در کناره‌ها تنها شاهد پورت‌ها هستیم.

برای استفاده در حالت تبلت، پایه نگه‌دارنده کاملا با پشت دستگاه هم سطح می‌شود و برای قرار دادن آن روی سطوح مختلف نیز می‌توان آن را باز کرد که به کمک دندانه‌های موجود در دو طرف، به سادگی روی سطوح مختلف می‌ایستد. البته چون این پایه کمی باریک است، نباید انتظار داشته باشید روی پاهای شما ثابت بایستد چون پایه این محصول بیشتر برای قرار گیری روی سطوح طراحی شده.

مایکروسافت سرفیس گو 2

با وزنی معادل ۵۴۵ گرم، اگرچه اصلا سنگین نیست اما در مقایسه با آیپد، آیپد Air و آیپد پرو ۱۱ اینچی که همه آن‌ها با وزن کمتر از ۵۰۰ گرم راهی بازار شدند شاید به چشم بیاید. با اضافه کردن کیبورد، وزن سرفیس گو ۲ تا ۷۷۰ گرم نیز افزایش می‌یابد که خب نباید مشکل خاصی باشد چون بودن کیبورد بسیار بهتر از نبودن آن است و ۲۰۰ یا ۳۰۰ گرم اضافه‌تر بعید به نظر می‌رسد مشکل خاصی بوجود بیاورد.

بیشتر بخوانید: اپل سرانجام اعتراف کرد ایده مایکروسافت در مورد تبلت‌‌ها درست بود!

نمایشگر

یکی از تغییراتی که بسیاری‌ها آن را یک پیشرفت عمده در نظر می‌گیرند، نمایشگر است. سری قبل از یک نمایشگر ۱۰ اینچی با وضوح ۱۸۰۰ × ۱۲۰۰ بهره می‌برد که با حواشی بسیار زیاد، اصلا نمای جالبی نداشت. اما به لطف کاهش محسوس حواشی کناری و بالا و پایین و افزایش وضوح تصویر به ۱۹۲۰ × ۱۲۸۰، کار با نمایشگر ۱۰.۲ اینچی سرفیس گو ۲ بسیار لذت‌بخش تر از قبل شده.

مایکروسافت سرفیس گو 2

با روشنایی متوسط ۴۰۸.۲ نیت، تماشای محتوا در این تبلت چه در خانه و چه بیرون خانه رضایت بخش است و توانست ۱۰۷ درصد از دامنه رنگی sRGB را پوشش دهد. این میزان اندکی بهتر از آیپد سال قبل است اما به نسب نسل قبل خود، خیر! وقتی به استاندارد گاموت رنگی DCI-P3 رسیدیم، سرفیس گو ۲ تنها ۷۶.۱ درصد از دامنه را پوشش داد که چندان رضایت بخش نبود.

کیبورد و قلم سرفیس گو ۲

شباهت دیگر بین نسل قبل و الان، به کیبورد و قلم بر می‌گردد. کیبورد سرفیس گو همچنان با قابلیت جدا شدن و به صورت لوازم جانبی با قیمت ۹۹ تا ۱۲۹ دلار به فروش می‌رسد که اصلا ارزان نیست. مدل ۱۲۹ دلاری که در این بررسی مورد استفاده قرار گرفت، رنگ پلاتینیومی بسیار جذابی داشت و با چرم آلکانترا مزین شده بود. طبق توضیحات، از چرم آلکانترا در ساخت محصولات بسیار با کیفیت و گران قیمت استفاده می‌کنند و لذا خوشحالیم آن را در تبلت ارزان قیمت مایکروسافت می‌بینیم.

همانطور که می‌بینید، استفاده از مواد مختلف باعث شده بدنه این کیبورد به رنگ خاکستری درآید ولی کلیدها با رنگی تیره‌تر و نور پس زمینه سفید روی آن خودنمایی می‌کنند. همچنین تاچ پد ۲.۲ × ۳.۸ اینچی که روی این کیبورد قرار گرفته، رنگ یکسانی با کلیدها دارد.

مایکروسافت سرفیس گو 2

از آن جایی که این کیبورد بسیار کوچک‌تر از کیبورد لپ تاپ است، بنابراین شاهد قرارگیری نزدیک کلیدها در کنار هم هستیم که بسیار کوچک هم هستند اما این موضوع چیزی از کیفیت بالای آن کم نمی‌کند. ضربه‌پذیری این کلیدها بسیار خوب است به طوری که کاملا آن را حس می‌کنید. به همین خاطر تایپ کردن با آن شما را به دردسر نمی‌اندازد. مقاومت آن‌ها بسیار خوب است و اصلا حس لق بودن به کاربر القا نمی‌شود. همه این‌ها در کنار نرمی بالای کلیدها باعث می‌شود کیبورد سرفیس گو ۲ اگرچه گران قیمت است اما بسیار با کیفیت و جذاب باشد. تاچ‌پد تعبیه شده روی این کیبورد هنگام کلیک خوردن بسیار خوب عمل می‌کند و هرچند کمی سفت است اما مشکلی ایجاد نخواهد کرد.

برای کارهای طراحی، مایکروسافت قلم سرفیس را هم به صورت لوازم جانبی در نظر گرفته که ۹۹ دلار قیمت دارد و خب در این مقایسه حتی بدون این قلم هم همه چیز خوب پیش رفت. اگرچه نمایشگر تا حدودی بزرگ‌تر شده اما برای اهداف طراحی هم به صفحه بزرگ‌تری نیاز است هم سخت‌افزار بهتر. فقط سوالی که پیش می‌آید این است که چرا مایکروسافت چنین قیمتی را برای لوازم جانبی خود در نظر می‌گیرد؟

عملکرد سخت‌افزاری سرفیس گو ۲

مایکروسافت تصمیم گرفت این بار سرفیس گو ۲ را با پردازنده قوی‌تر اینتل Core m3-8100Y راهی بازار کند. اگرچه فرکانس پایه آن به نسبت پردازنده اینتل پنتیوم گلد ۴۴۱۵Y کمتر است، اما وقتی به حالت توربو نگاه می‌کنیم می‌بینیم این پردازنده نهایتا به فرکانس بسیار خوب ۳.۴ گیگاهرتز نیز دست پیدا می‌کند. مایکروسافت ادعا می‌کند عملکرد سخت‌افزاری این محصول به نسبت قبل ۶۴ درصد بهتر شده؛ چه واقعیت و چه اغراق، آنچه که مسلما می‌دانیم، افزایش قدرت سخت‌افزاری سرفیس گو ۲ به نسبت قبل است.

مایکروسافت سرفیس گو 2

بیشتر بخوانید: کاربران آیفون احتمالا در آینده می‌توانند متن پیام ارسال شده را ویرایش کنند

سرفیس جدید در دو مدل با ۴ و ۸ گیگابایت رم در دسترس کاربران قرار می‌گیرد که به ترتیب ۶۴ حافظه eMMC و ۱۲۸ گیگابایت حافظه SSD نیز برای آن‌ها در نظر گرفته شده. خوشبختانه در این بررسی هر دو محصول حضور داشتند تا بهتر بتوانیم بین محصولات بالارده و پایین رده مایکروسافت نظر بدهیم. به صورت پیش فرض، برنامه‌های آفیس ۳۶۵ و مایکروسافت اج نیز طبق معمول روی این دستگاه نصب است که احتمالا برای رفع نیاز کاربران مناسب نخواهند بود و آن‌ها باید باز هم به برنامه‌های شخص ثالث متوسل شوند.

پشتیبانی از وای‌فای ۶ یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های سرفیس گو ۲ به نسبت نسل قبل است که سرعت بسیار بالایی ارائه می‌دهد. همچنین با یک مودم LTE می‌توانید در هر نقطه‌ای به بالاترین سرعت دسترسی داشته باشید که البته شاید وزن دستگاه بالا برود اما ارزشش را دارد.

مایکروسافت می‌گوید باتری سرفیس گو ۲ تا ۱۰ ساعت توان روشن نگه داشتن این محصول را در صورت انجام کارهای عادی دارد. این نتیجه بعد از بررسی‌های مختلف خود شرکت بدست آمده و از آن جایی هم که این محصول در بررسی اولیه قرار دارد بنابراین باید برای انجام تست‌های سخت‌افزاری و میزان دوام باتری اندکی منتظر بمانیم. سرفیس گو نسل قبل در بررسی‌ها توانست ۶ ساعت و ۶ دقیقه در کارهای معمولی روشن بماند که بسیار کمتر از تبلت‌های هم رده بود. بنابراین امیدواریم این محصول حداقل بتواند ۸ تا ۱۰ ساعت شارژدهی داشته باشد. توجه داشته باشید که بعد از انجام این تست‌ها و اعلام نتایج، این پست نیز بروزرسانی خواهد شد.

کیفیت دوربین و صدا در سرفیس گو ۲

مانند گذشته، دوربین‌ها نقشی اساسی در تبلت‌ ایفا می‌کند و از آن جایی که تعداد دوربین بکار رفته در چنین محصولاتی کم است (معمولا یکی) بنابراین انتظار یک مدل با کیفیت و رضایت بخش را داریم. سرفیس گو ۲ برای این منظور روی پنل پشتی خود سنسوری به بزرگی ۸ مگاپیکسل دارد که با قابلیت فوکوس خودکار و عکاسی و فیلم‌برداری در وضوح ۱۰۸۰P، گزینه ایده‌آلی محسوب می‌شود.

مایکروسافت سرفیس گو 2

روی حاشیه بالایی پنل جلو، دو دوربین طراحی شده که یکی از آن‌ها مخصوص سرویس ویندوز Hello و دیگری هم برای انجام مکالمات ویدئویی است و بزرگی سنسور آن به ۵ مگاپیکسل می‌رسد. مانند دوربین پشتی، این دوربین نیز از وضوح ۱۰۸۰P بهره می‌برد که خبر بسیار خوبی است. در کنار این‌ها اما ۲ میکروفون نیز تعبیه شده تا شفافیت و کیفیت بالای صدا را در عین حذف نویز پس زمینه برای کاربران فراهم کنند.

برای بررسی کیفیت دوربین می‌توانید به تصاویر زیر نگاه کنید.  به طور کلی کیفیت آن‌ها رضایت بخش است اما خب گاهی اوقات در نمایش رنگ‌ها حتی در محیط بیرون از خانه و در محل‌هایی با شرایط نوری مساعد هم عدم توانایی بالا در نمایش دقیق رنگ‌ها به خوبی به چشم می‌خورد.

سرفیس گو 2
Surface Go 2

تصویر ثبت شده در شرایط نوری نامساعد بسیار نویز داشت و خب اصلا نباید روی توانایی‌های دوربین این محصول برای عکاسی در چنین شرایطی حساب کرد، چون به نظر می‌رسد هر گوشی هوشمندی که داشته باشید احتمالا توانایی بیشتری در ثبت تصاویر دارد و این کاملا طبیعی است.

بلندگوهای دوگانه استریو با فناوری Dolby Audio Premium بر خلاف عملکرد نه چندان رضایت بخش دوربین بسیار عالی هستند. صدای خواننده به وضوح شنیده می‌شود و باس هم شدت خوبی دارد. نباید انتظار داشته باشید این محصول به تنهایی فضای یک اتاق را با بلندگوهایش پوشش دهد اما قطعا از پس نیازهای شما به بهترین شکل ممکن بر خواهد آمد. به خاطر داشته باشید افزایش صدای این تبلت تا انتها باعث می‌شود کمی نویز وارد صدا شود و همین مسئله نیز باعث عدم شفافیت خواهد شد. پس همیشه بلندی صدا را در حد معمول نگه دارید.

ویندوز ۱۰ با حالت S Mode

برخی از محصولات سرفیس از ویندوز ۱۰ با حالت S Mode بهره می‌برند که بسته به نیاز کاربران می‌تواند کافی یا محدود کننده باشد. حالت S Mode با هدف بهینه‌سازی برنامه‌های استارت آپ (Startup) و افزایش سرعت بارگذاری برنامه‌ها طراحی شده و از نظر امنیتی نیز در شرایط بهتری قرار دارد. کاربران با نیازهای معمولی، والدین و آن‌هایی که به امنیت بسیار اهمیت می‌دهند و در عین حال کارایی زیادی از سیستم نمی‌خواهند می‌توانند از این سیستم نهایت استفاده را ببرند.

مایکروسافت سرفیس گو 2

عملکرد تبلت در این حالت شبیه به کروم بوک‌ها می‌شود اما در کروم بوک‌ها کاربر آزادی بیشتری در انتخاب برنامه‌ها دارد. به عبارتی ویندوز ۱۰ در حالت S Mode تنها اجازه نصب برنامه‌های تایید شده توسط استور مایکروسافت را می‌دهد و همین مسئله می‌تواند به شدت آزاردهنده باشد. در حالت معمول، هیچ یک از برنامه‌های تست سخت‌افزار که روی بسیاری از لب تاپ‌ها و تبلت‌ها نصب می‌شوند، روی سرفیس گو ۲ نصب نشدند. البته می‌توانید از این حالت خارج شوید و به استفاده از ویندوز ۱۰ Home بپردازید اما این کار هزینه‌ای برایتان در پی خواهد داشت و آن هم این است که دیگر نمی‌توانید به حالت S Mode برگردید.

باید قبل از خرید تصمیم خود را بگیرید که در چه شرایطی قصد استفاده از این محصول را دارید. برخی‌ها ممکن است با همان حالت تمام کارهای خود را پیش ببرند و برخی دیگر نیز خیر. حتی برای تبلت‌های پایین رده نیز آزاد گذاشتن کاربران بهتر از محدود کردن آن‌ها است. حال چرا مایکروسافت بعد از سوییچ کردن حالت S Mode دیگر اجازه بازگشت به کاربر را نمی‌دهد مشخص نیست.

بیشتر بخوانید: آیپد پرو ۵G با نمایشگر mini-LED اوایل سال بعدی میلادی معرفی خواهد شد

نتیجه

اگر به دنبال یک تبلت ویندوزی مناسب می‌گردید که در کنار قیمت خوب عملکرد رضایت بخشی هم داشته باشد، سرفیس گو ۲ می‌تواند در بین گزینه‌های شما قرار گیرد. تغییرات صورت گرفته به نسبت نسل قبل کم اما بسیار مهم و هوشمندانه هستند تا محدوده بیشتری از نیاز کاربران را پوشش دهند. همچنین عرضه در مدل‌های مختلف هم باعث می‌شود هنگام انتخاب، دستتان کاملا باز باشد و نسخه‌ای مطابق نیاز خود خریداری کنید.

به خاطر داشته باشید اگر بخواهید لوازم جانبی سرفیس گو ۲ را تهیه کنید باید حداقل ۲۰۰ دلار دیگر هم بپردازید که این مسئله برچسب قیمتی جذاب این محصول را از ۴۰۰ به ۶۰۰ دلار می‌رساند. در واقع با این قیمت، کاربر به محدوده لپ تاپ‌ها وارد می‌شود؛ جایی که می‌توان محصولات جذاب‌تری تهیه کرد.

با این اوصاف اگر تبلت ویندوزی با قیمت پایین می‌خواهید که بتواند از پس نیازهای روزانه شما بر بیاید و از طرفی با یک سری محدودیت هم کنار می‌آیید، قطعا سرفیس گو ۲ را می‌توانید به عنوان یک گزینه مناسب در نظر داشته باشید.

نظر شما در این باره چیست؟ آیا سرفیس گو ۲ ارزش خرید بیشتری به نسبت رقبا دارد؟

منبع: laptopmag



Source link

رشد درآمدزایی اپ استور اپل به لطف بحران ویروس کرونا


به نظر می‌رسد شیوع ویروس کرونا با وجود ضررهای اقتصادی هنگفتی که برای شرکت‌های متعدد به همراه داشته، منجر به رشد درآمد برخی از کسب‌وکارها شده است. یکی از این بخش‌ها هم اپ استور اپل است که به دلیل افزایش دانلود اپلیکیشن‌ها و استفاده از آن‌ها، درآمدزایی آن هم افزایش یافته است.

طبق گزارش شرکت مورگان استنلی، ماه آوریل بهترین ماه برای اپ استور اپل از سپتامبر ۲۰۱۷ محسوب می‌شود. در این ماه، درآمد این سرویس نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۱ درصد افزایش یافته است. همچنین در مقایسه با ماه مارس هم شاهد افزایش درآمد ۱۹ درصدی هستیم. کل تعداد دانلودهای این ماه هم در مقایسه با ماه مشابه در سال گذشته ۴۰ درصد بیشتر شده است. شرکت مورگان استنلی خاطرنشان کرده آوریل چهارمین ماه متوالی افزایش تعداد دانلود در اپ استور اپل بوده است.

اپ استور بخشی از سرویس‌های نرم‌افزاری اپل محسوب می‌شود. در سال ۲۰۱۶، اپل تصمیم گرفت به سرویس‌های نرم‌افزاری توجه بیشتری نشان بدهد. در جدیدترین گزارش‌های مالی شرکت اپل هم شاهد عملکرد عالی این کمپانی در زمینه‌ی درآمدهای مبتنی بر سرویس‌های نرم‌افزاری هستیم.

اپل با تمرکز بر کاربران آیفون (حدود ۹۰۰ میلیون نفر)، می‌تواند از طریق دریافت حق اشتراک مربوط به اپل موزیک، اپل آرکید، اپل نیوز پلاس، اپل تی‌وی پلاس و دیگر موارد درآمد قابل توجهی را کسب کند. در زمینه‌ی سرویس‌های نرم‌افزاری هم نباید اهمیت زیادی اپ استور و آی‌کلاود را از قلم بیندازیم.

اپ استور اپل

اگرچه ماه آوریل ماه فوق‌العاده‌ای برای اپ استور اپل بوده، اما همچنین در این گزارش آمده که این ماه اوج رشد درآمد اپ استور خواهد بود. از آنجایی که در بیشتر کشورها شهروندان در حال برگشت به کارهای خود هستند، دیگر کمتر از گذشته از اپلیکیشن‌ها و بازی‌های موبایل استفاده خواهند کرد.

بر اساس جدیدترین گزارش‌های منتشر شده، در گوگل پلی استور ۲.۵۶ میلیون اپلیکیشن حضور دارد و اپ استور میزبان ۱.۸۵ میلیون اپلیکیشن است. اگرچه در زمینه تعداد اپلیکیشن‌ها گوگل پلی استور حرف بیشتری برای گفتن دارد و ۸۵ درصد از بازار جهانی موبایل در اختیار گوشی‌های اندرویدی است، اما در نهایت اپ استور اپل برای توسعه‌دهندگان درآمد بیشتری ایجاد می‌کند.

از زمان آغاز به کار اپ استور تا ماه مارس سال جاری، توسعه‌دهندگان ۱۵۵ میلیارد دلار درآمد کسب کرده‌اند و این مبلغ برای توسعه‌دهندگان اندروید حدود ۸۰ میلیارد دلار است. در رابطه با این فاصله بسیار زیاد گفته می‌شود که بسیاری از گوشی‌های اندرویدی قیمت پایینی دارند و در کشورهای در حال توسعه به فروش می‌رسند؛ در چنین کشورهایی هم تعداد زیادی از کاربران پول کافی برای خرید اپلیکیشن‌ها یا اقلام درون برنامه‌ای ندارند.

منبع: Phone Arena



Source link

اپل تاریخ برگزاری رویداد آنلاین WWDC 2020 را اعلام کرد


اپل دقایقی قبل اعلام کرد رویداد نرم‌افزاری WWDC 2020 که امسال به‌صورت تمام آنلاین برگزار می‌شود، از تاریخ ۲۲ ژوئن (۲ تیر) کار خود را آغاز می‌کند. این کمپانی در ماه مارس با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که به دلیل شیوع ویروس کرونا، رویداد WWDC 2020 به صورت آنلاین برگزار خواهد شد.

در بیانیه منتشر شده آمده: «رویداد WWDC 2020 بزرگ‌ترین مراسم ما خواهد بود که در جریان آن بیش از ۲۳ میلیون توسعه دهنده در سرتاسر جهان گرد هم می‌آیند تا در مورد آینده پلتفرم‌های اپل اطلاعات بیشتری کسب کنند.» به گفته اپل، جزییات مربوط به این رویداد در ماه ژوئن اعلام خواهد شد. طی سال‌های گذشته، این کنفرانس معمولا در دو هفته اول ماه ژوئن صورت می‌گرفت ولی در هر صورت به دلیل تغییر نوع برگزاری، تاریخ آغاز آن هم تغییر یافته است.

رویداد WWDC 2020

بر اساس نسخه‌ای از iOS 14 که به دست سایت‌های ۹To5Mac و MacRumors رسیده، تا حدی از ویژگی‌های این نسخه از iOS خبردار شده‌ایم. به‌عنوان مثال، می‌توانیم به مشخصه‌هایی مانند اپلیکیشن جدید تندرستی، API موسوم به PencilKit، ویژگی‌های جدید مربوط به iMessage و بهبود پشتیبانی از ماوس اشاره کنیم. در مورد نسخه هفتم WatchOS هم باید انتظار ارائه‌ی قابلیت پایش خواب را داشته باشیم.

رویداد WWDC 2020 تنها رویداد مجازی مربوط به برنامه‌نویسان نیست و در همین زمینه می‌توانیم به مایکروسافت Build اشاره کنیم که به صورت آنلاین در تاریخ ۱۹ ماه می برگزار می‌شود. در این میان، گوگل کنفرانس I/O 2020 را به طور کامل لغو کرد و حتی به طور آنلاین هم برگزار نخواهد شد.

منبع: The Verge



Source link

تماشا کنید: عکس‌برداری از اشیاء و قرارگیری آن‌ها در فتوشاپ


روز گذشته ویدیو بسیار جالبی در توییتر منتشر شد که در آن شاهد عکس‌برداری از اشیاء توسط گوشی هستیم و سپس شیء موردنظر به‌طور خودکار در یک تصویر موجود در برنامه فتوشاپ قرار می‌گیرد و تمام این کارها از طریق یادگیری ماشینی و دیگر نرم‌افزار‌ها انجام می‌شود.

خالق این پروژه یک برنامه‌نویس و هنرمند به نام Cyril Diagne است که برای این برنامه نام AR Cut & Paste انتخاب کرده است. برای این کار، یک اپلیکیشن موبایل، سرور محلی متصل به فتوشاپ موجود در کامپیوتر و سرویسی برای تشخیص اشیاء و جدا کردن آن‌ها از پس‌زمینه مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین یک الگوریتم محل قرارگیری دوربین موبایل نسبت به پروژه فتوشاپ موجود در کامپیوتر را تشخیص می‌دهد تا شیء موردنظر در محل دقیقی تعبیه شود. در ادامه می‌توانید ویدیو مربوط به این ابزار را تماشا کنید.

چنین برنامه‌ای به خوبی نشان می‌دهد که در زمینه طراحی و ویرایش تصاویر، در آینده نزدیک می‌توانیم انتظار ارائه‌ی ویژگی‌های بسیار هیجان‌انگیزی را داشته باشیم و شاید فتوشاپ و دیگر نرم‌افزارهای مشابه در آینده‌ی نه‌چندان دور چنین قابلیتی را ارائه دهند.

در همین زمینه می‌توانیم به اپل اشاره کنیم که همچنان مشغول سرمایه‌گذاری گسترده بر روی ویژگی‌های واقعیت افزوده است و در همین راستا سنسور LiDAR در ماژول دوربین نسل جدید آیپد پرو تعبیه شده است. به لطف چنین قابلیت‌هایی، گجت‌ها راحت و دقیق‌تر از گذشته می‌توانند اشیاء اطراف خود را تشخیص بدهند.

متأسفانه، این برنامه جذاب در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارد و قرار نیست برای عموم کاربران ارائه شود. اما در هر صورت خوشبختانه هزاران برنامه‌نویس خلاق در مناطق مختلف جهان مشغول فعالیت هستند و مطمئنا کاربران عادی هم در آینده نه‌چندان دور می‌توانند از این ابزارهای خلاقانه بهره ببرند.

منبع: Phone Arena



Source link

میان‌رده‌ای با قلب پرچمدار؛ نقد و بررسی آنر 20


سال گذشته بود که گوشی آنر ۲۰ پرو به عنوان پرچمدار شرکت آنر که زیرمجموعه برند هواوی است، معرفی شد. در کنار معرفی آن، شاهد معرفی یک محصول جذاب دیگر هم بودیم به آنر ۲۰ که اکثر مشخصات سخت‌افزاری نسخه Pro را به همراه دارد اما با حذف برخی ویژگی‌ها، تبدیل به گزینه اقتصادی‌تری از آن پرچمدار شده. به این ترتیب این گوشی بیشتر از اینکه یک پرچمدار باشد، یک میان‌رده است و همزمان بیشتر از اینکه یک میان‌رده باشد، یک پرچمدار است! در ادامه با من همراه باشید تا بیشتر با این گوشی جذاب آشنا شویم.

متاسفانه یا خوشبختانه این گوشی با تاخیر زیادی وارد بازار کشورمان شده اما به جای آن، شاهد عرضه هواوی نوا ۵T در بازار کشورمان بودیم که به جز اسم هواوی و تغییرات ظاهری جزئی، تفاوت دیگری با آنر ۲۰ ندارد. با علم به این موضوع، بیشتر قصد داریم در این بررسی ببینیم که چه تفاوت‌هایی بین این گوشی و گوشی هواوی نوا ۵T وجود دارد و در نهایت چه چیزی باعث می‌شود یکی را بر دیگری ترجیح داد.

طراحی

در نگاه اولیه، آنر ۲۰ هم یک گوشی دیگر در دنیای گوشی‌های هوشمند امروزی است که از ترکیب شیشه و فلز ساخته شده. بخش پشتی و بخش جلویی گوشی را شیشه فرا گرفته و دور تا دور گوشی هم یک فریم آلومینیومی حضور دارد. شیشه جلویی و پشتی از نوع ۲.۵D هستند که این یعنی در کناره‌ها خمیدگی اندکی دارند.

وزن آنر ۲۰ هم معادل ۱۷۴ گرم است و در دست حس سبکی دارد. کیفیت ساخت هم در سطح بسیار بالایی است و شبیه به دیگر میان‌رده‌های آنر نیست. نسخه‌ای از آنر ۲۰ که در اختیار ما قرار گرفته بود، مدل سفیدرنگ این گوشی است که طراحی بخش پشتی آن هم جذابیت خاصی دارد و نور را در زوایای مختلف به شکل‌های مختلفی بازتاب می‌کند. این گوشی در دو رنگ آبی و مشکی هم عرضه می‌شود و که آن‌ها نیز جذابیت خاص خود را دارند. اما اگر به دنبال رنگی خاص می‌گردید، اینجاست که باید بگوییم هواوی نوا ۵T در رنگ بنفش می‌تواند جذاب‌تر باشد.

وقتی به جلوی آنر ۲۰ نگاه می‌کنیم، نمایشگر حفره‌دار آن فریاد می‌زند که با «یک گوشی امروزی» روبرو هستیم. سال گذشته چندین شرکت سراغ دوربین‌های سلفی پاپ‌آپ رفتند اما امسال تقریبا همه آن‌ها هم به سمت نمایشگرهای حفره‌دار رفتند تا یک جورایی بتوانیم بگوییم نمایشگر حفره‌دار ترند حال حاضر گوشی‌ها است.

آنر ۲۰ به خوبی بالانس میان اندازه و وزن و ارگونومی را رعایت کرده. به طور کل در طراحی این گوشی فقط یک نکته منفی می‌توانم نام ببرم و آن هم بیرون‌زدگی دوربین است که تقریبا یک میلی‌متر از بدنه ۷.۸ میلی‌متری و باریک دستگاه بیرون زده. این بیرون زدگی باعث می‌شود وقتی گوشی رو میز است، به سمت راست متمایل شود اما این موضوع به کمک قاب ژله‌ای که درون بسته‌بندی آنر ۲۰ قرار گرفته، به خوبی قابل رفع است.

راستی، از اونجایی که نمایشگر گوشی تکنولوژی LCD داره، سنسور اثر انگشت در لبه سمت راست و زیر دکمه پاور قرار گرفته. این سنسور سرعت بسیار بالایی در تشخیص اثر انگشت داره به شکلی که اصلا متوجه نمی‌شیم که اسکن صورت گرفته. کافیه انگشت ثبت شده رو روی این اسکنر بذارید و تمام؛ وارد صفحه Home خواهید شد. متاسفانه اما این سنسور اثر انگشت از ژست‌های حرکتی پشتیبانی نمی‌کنه و این یعنی نمیشه باهاش صفحه نوتیفیکیشن‌ها رو به پایین کشید.

لبه بالایی گوشی یک بخش مشکی رنگ هم قرار گرفته که خیلی‌ها به اشتباه فکر می‌کنند مربوط به سنسورهای IR Blaster برای استفاده از گوشی به عنوان کنترل تلویزیون است. این سنسور در اصل همان سنسور مجاورت است که برای مثال وقتی در حال صحبت کردن با تلفن هستیم، نمایشگر گوشی را خاموش می‌کند. به هر دلیلی هواوی و آنر نتوانسته‌اند این سنسور را به حاشیه‌های نمایشگر منتقل کنند و در هر دو گوشی آنر ۲۰ و هواوی نوا ۵T، شاهد آن در لبه بالایی هستیم.

در لبه پایینی گوشی نیز میکروفون اصلی در کنار تنها بلندگو و پورت USB-C دیده می‌شود. این گوشی متاسفانه فاقد جک هدفون است اما آنر در بسته‌بندی محصول، نه تنها هدفون‌های USB-C قرار داده، بلکه یک دانگل برای متصل کردن هدفون‌های معمول با جک ۳.۵ میلی‌متری هم قرار داده است. همچنین بلندگوی آنر ۲۰ هم به صورت استریو نیست که در این برچسب قیمتی، چندان دور از انتظار نبود. تنها بلندگوی این گوشی که در لبه پایینی قرار دارد، کیفیت خروجی صدای بسیار خوبی دارد اما همچنان با یک بلندگوی مونو روبرو هستیم که با یک انگشت می‌توان جلوی صدای خروجی از آن را گرفت.

نمایشگر

صفحه نمایش آنر ۲۰، با برادر خود یعنی هواوی نوا ۵T یکسان است. این یعنی همان پنل ۶.۲۶ اینچی LCD را شاهد هستیم که رزولوشن فول‌اچ‌دی‌پلاس دارد. به طور کل کیفیت این نمایشگر در سطح خیلی خوبی است و از نظر روشنایی، مشکلی زیر نور آفتاب نخواهد بود.

در تنظیمات مربوطه به نمایشگر، دو پروفایل رنگی برای این صفحه نمایش در نظر گرفته شده که یکی شامل Vivid و دیگری Normal است. همچنین میزان دمای رنگ‌ها در این صفحه نمایش هم قابل تنظیم است و ویژگی Eye Comfort که نور زرد را زیاد می‌کند تا در شب به چشم‌ها آسیبی نرسد نیز دیده می‌شود.

هیجان‌انگیز‌ترین نکته درباره این نمایشگر اما ظاهر جذاب آن است که با حاشیه‌های کم و البته قرار گرفتن دوربین سلفی در یک حفره در بالا سمت چپ به دست آمده است. با این ظاهر، آنر ۲۰ دیگر گوشی‌ها در رده قیمتی خود را به راحتی شکست می‌دهد.

در نهایت اما همچنان با نمایشگر LCD روبرو هستیم که این یعنی نمایش رنگ مشکی به خوبی OLED نخواهد بود؛ مخصوصا اینکه آنر ۲۰ از حالت تاریک یا Dark Mode هم پشتیبانی می‌کند و همه المان‌های سیستم عامل را در آن حالت به رنگ مشکی در می‌آورد.

جدا از این مورد که مشکل به حساب نمی‌آید، یک مشکل هم متوجه این نمایشگر است. در طول استفاده وقتی گوشی را به زاویه‌های دیگر متمایل کردم، متوجه شدم میزان روشنایی و کانتراست تصویر، کمتر از حالت عادی می‌شود که این یعنی نگاه کردن از کناره‌ها به این نمایشگر، تجربه فوق‌العاده‌ای نخواهد بود. اما از روبرو کار کردن با آن، مشکلی ندارد و می‌توانیم به این نمایشگر نمره قبولی بدهیم. آنر همچنین یک محافظ نمایشگر روی این گوشی قرار داده که اگر شما اهل استفاده از محافظ‌های نمایشگر باشید، از حضور آن خوشحال خواهید شد.

رابط کاربری

داستان تحریم و گوگل و هواوی، چیز جدیدی نیست. اما خوشبختانه این گوشی که از پردازنده Kirin 980 استفاده می‌کند، از گزند تحریم‌های گوگل و آمریکا در امان مانده و تمام سرویس‌ها و اپلیکیشن‌های گوگل را دارا است. رابط کاربری که روی آنر ۲۰ نصب شده، Magic UI نام دارد اما این رابط کاربری در اصل همان EMUI هواوی است و به جز اسم، تفاوت خاص دیگری نمی‌توان یافت.

وقتی گوشی را از جعبه خارج می‌کنید، Magic UI 2.1 همراه با اندروید ۹ روی دستگاه نصب شده اما بعد از اتصال به اینترنت، می‌توانید بروزرسانی Magic UI 3 را دریافت کنید تا گوشی شما به اندروید ۱۰ آپدیت شود.

این رابط کاربری در نسخه سه، بهبودهای ظاهری در اپلیکیشن ستینگ یا تنظیمات را داشته و در صفحه اعلان‌ها و تنظیمات سریع هم بهبودهای ظاهری داشته است. به جز این موارد، Dark Mode هم حالا به صورت بهتر روی این رابط کاربری پیاده‌سازی شده که این از خاصیت‌های اندروید ۱۰ است. چیزی که اینجا غایب است، ژست‌های حرکتی اندروید ۱۰ است زیرا هواوی و آنر، ترجیح می‌دهند از جسچر‌های خودشان استفاده کنند تا آنچیزی که گوگل در اندروید قرار داده. البته به این تصمیم هم ایرادی نمی‌توان گرفت زیرا ژست‌های حرکتی در این گوشی به خوبی کار می‌کنند و شبیه به اندروید ۱۰ و iOS هستند.

در نهایت اینکه آنر ۲۰ و پردازنده قدرتمند آن از بروزرسانی‌های اندروید عقب نمانده‌اند و همچنان بروزرسانی‌های امنیتی را هم دریافت می‌کنند، خبر بسیار خوبی است. مخصوصا اینکه این گوشی به پردازنده پرچمدار سال گذشته هواوی یعنی P30 Pro مجهز است و این یعنی تا چند سال خیالتان از بابت عملکرد و سرعت این گوشی راحت است.

سخت‌افزار و عملکرد

اگر اشتباه نکنم این سومین بار است که به پردازنده Kirin 980 اشاره می‌کنم. این پردازنده برای بسیاری می‌تواند مهم‌ترین دلیل برای خرید این گوشی باشد زیرا حداقل قیمت این گوشی تقریبا نصف هواوی P30 Pro است و از نظر سخت‌افزاری می‌تواند همان عملکرد را داشته باشد.

چیپست Kirin 980 یک چیپست هشت هسته‌ای است. چهار هسته از نوع Cortex-A76 هستند و سرعت پردازشی بالاتری دارند. چهار هسته دیگر هم از نوع Cortex-A55 هستند که با سرعت پردازشی کمتر، برای کارهای سبک‌تر استافده می‌شوند. در کنار این پردازنده هم ۶ گیگابایت حافظه رم قرار گرفته اما باید بگوییم که مدلی از این گوشی با رم ۴ گیگابایتی هم به فروش می‌رسد.

حافظه داخلی این گوشی هم ۱۲۸ گیگابایتی است و در جایگاه سیم کارت دوتایی آنر ۲۰، جایی برای کارت حافظه microSD دیده نمی‌شود. از این موارد که بگذریم، آنر ۲۰ به لطف این پردازنده قدرتمند و البته ویژگی نرم‌افزاری GPU Turbo، از پس تمامی بازی‌ها به خوبی بر می‌آید. فرقی ندارد بازی سنگینی مثل Call of Duty: Mobile روی این گوشی اجرا می‌کنید یا بازی سبکی مثل ۲۰۴۸؛ آنر ۲۰ به خوبی از پس آن‌ها بر‌می‌آید. در مجموع باید به آنر ۲۰ نمره قبولی هم در بخش سخت‌افزار و هم در بخش عملکرد بدهیم و آن را یکی از بهترین گوشی‌ها در رده قیمتی خودش بنامیم.

دوربین

قبل از اینکه بخواهم درباره دوربین‌های آنر ۲۰ صحبت کنم، باید بگویم که منتظر بررسی اختصاصی از دوربین این گوشی باشید که فردا شب منتشر خواهد شد. اما پیش از آن، بگذارید نگاهی به مشخصات سخت‌افزاری چهار دوربین اصلی و دوربین سلفی آنر ۲۰ داشته باشیم و چند نمونه تصویر آن را هم ببینیم.

دوربین اصلی آنر ۲۰ از یک سنسور ۴۸ مگاپیکسلی تشکیل شده که برای مقایسه باید بگوییم این سنسور با سنسور دوربین وان پلاس ۷ پرو یکسان است. لنزی که جلوی این سنسور قرار گرفته نیز فاصله کانونی معادل ۲۸ میلی‌متر دارد و دیافراگم این لنز هم f/1.8 است.

در کنار این دوربین، یک دوربین ۱۶ مگاپیکسلی دیده می‌شود که لنزی با فاصله کانونی ۱۳ میلی‌متر و دیافراگم f/2.2 دارد. این دوربین درواقع دوربین اولترا واید در این گوشی محسوب می‌شود. دو دوربین دیگر شامل دو سنسور ۲ مگاپیکسلی می‌شوند که یکی برای عکاسی ماکرو و از فاصله نزدیک و دوربین دیگر، برای سنجش عمق میدان در عکس‌های پرتره کاربرد دارند. دوربین سلفی گوشی که درون نمایشگر قرار گرفته نیز رزولوشن ۳۲ مگاپیکسلی دارد و لنزی با فاصله کانونی ۲۶ میلی‌متر و دیافراگم f/2.0 در جلوی آن قرار گرفته است.

باتری

آنر ۲۰ از یک باتری ۳۷۵۰ میلی‌آمپری استفاده می‌کند که دوباره در این زمینه با هواوی نوا ۵T مشترک است. اگرچه دیگر این روزها به باتری ۴۰۰۰ میلی‌آمپری و بیشتر عادت کرده‌ایم اما باید بگوییم هماهنگی‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری این گوشی موجب شده تا شارژدهی خیلی خوبی از آنر ۲۰ ببینیم.

این گوشی به سادگی یک روز استفاده را کنار شما خواهد بود و نیازی به شارژر پیدا نخواهید کرد. در استفاده‌ای که من از این گوشی داشتم، حالت Performance روشن بود، میزان روشنایی نمایشگر تقریبا همیشه بالا بود و استفاده‌ام هم شامل چرخ زدن در شبکه‌های اجتماعی، بازی کردن و ویدیو دیدن در یوتیوب می‌شد. آنر ۲۰ معمولا با این استفاده سنگین توانست تا حداقل ۵ ساعت مداوم شارژ دهی داشته باشد و گاهی این میزان تا ۶ ساعت یا ۶:۳۰ هم می‌رفت.

پس از پایان شارژ باتری نیز شارژر سریع گوشی که سرعت ۲۲.۵ وات دارد، به سرعت باتری این گوشی را شارژ می‌کرد. برای مثال از صفر تا ۵۰ درصد تنها در نیم ساعت شارژ می‌شود که خیلی خوب است. گرچه مقایسه درستی نیست اما آیفون‌های گران‌قیمت اپل مثل سری آیفون ۱۱ پرو، شارژرهای ۱۸ واتی دارند که سرعت کمتری از شارژر آنر ۲۰ دارند. با این وجود، طبیعی است که نمره قبولی را به عمر باتری و البته سرعت شارژ شدن دستگاه بدهیم.

جمع‌بندی

هنوز درباره میان‌رده خواندن این گوشی شک دارم اما همانطور که گفتم این گوشی نه آنقدر معمولی است که آن را میان‌رده بنامیم و نه آنقدر عالی که لقب پرچمدار به آن بدهیم؛ شاید لقب میان‌رده‌ای با قلب پرچمدار، بهترین توصیفی است که از آنر ۲۰ می‌توان داشت.

آنر ۲۰ تقریبا در هیچ بخشی «فوق العاده» نیست اما همزمان در هیچ بخشی هم معمولی یا ضعیف نیست. این گوشی قطعا با توجه به رده قیمتی که دارد، می‌تواند انتخاب عالی برای بسیاری از کاربران باشد. از نظر مقایسه با هواوی نوا ۵T نیز باید بگوییم اگر با آن گوشی آشنا باشید، آنر ۲۰ تفاوت خاصی با آن ندارد و تنها در ظاهر و بخش پشتی، قیافه‌های متفاوتی دارند.

Pros

    • عملکرد عالی به لطف Kirin 980
    • طراحی جذاب و کیفیت ساخت بالا
    • روشنایی و رنگ‌های خوب نمایشگر
    • عمر باتری خیلی خوب

Cons

  • نبود جک هدفون
  • نداشتن گواهی IP



Source link

به نظر می‌رسد شیائومی بخشی از اطلاعات خصوصی کاربران را ثبت می‌کند


گوشی‌های شیائومی از جمله پرفروش‌ترین گوشی‌های جهان محسوب می‌شوند و این برند در دومین بازار بزرگ گوشی‌های هوشمند جهان یعنی کشور هند رتبه اول را در اختیار دارد. بخشی از محبوبیت گوشی‌های این شرکت به ارائه‌ی ویژگی‌های جذاب با وجود قیمت مناسب برمی‌گردد. با این حال، به نظر می‌رسد کاربران این گوشی در رابطه با حریم خصوصی خود باید قیمت سنگینی را بپردازند.

با توجه به گزارش جدیدی که توسط سایت فوربس منتشر شده، شواهدی در ارتباط با ثبت داده‌های خصوصی کاربران توسط گوشی‌های شیائومی پیدا شده است. در این گزارش آمده که این اطلاعات روانه‌ی سرورهای علی‌بابا می‌شوند که توسط شیائومی مورد استفاده قرار می‌گیرند. طبق این پژوهش صورت گرفته، مرورگر پیش‌فرض شیائومی تمام سایت‌های بازدید شده را ثبت می‌کند و حتی در صورت استفاده از موتورهای جستجو مبتنی بر حریم خصوصی هم چنین کاری انجام می‌شود. ظاهرا حتی اگر کاربران حالت خصوصی مرورگر را هم فعال کنند، باز هم اطلاعات موردنظر روانه‌ی سرورهای شیائومی می‌شود.

شیائومی

گوشی‌های شیائومی به داشتن قیمت مناسب و ویژگی‌های جذاب شهرت دارند

در این گزارش آمده که اطلاعات مربوط به پوشه‌های باز شده در گوشی و صفحاتی که سوایپ می‌شوند هم جزو این اطلاعات ثبت شده هستند. این داده‌ها روانه‌ی سرورهایی در سنگاپور و روسیه می‌شوند ولی دامنه‌های وب مربوطه در پکن ثبت شده‌اند. با این حال، شیائومی وجود مشکل در حفظ حریم خصوصی کاربران را رد می‌کند. این شرکت ادعا می‌کند که تمام داده‌ها هنگام انتقال رمزگذاری می‌شوند و کسی نمی‌تواند به محتویات آن‌ها دسترسی داشته باشد. اما در هر صورت داده‌های رمزنگاری شده مبتنی بر فناوری base64 را در عرض چند ثانیه می‌توان رمزگشایی کرد.

این شرکت چینی گفته که حریم خصوصی و امنیت برای آن‌ها اهمیت زیادی دارد و افزوده که آن‌ها از قوانین و مقررات محلی مربوط به حفظ حریم خصوصی تبعیت می‌کنند. همچنین سخنگوی این شرکت با تایید جمع‌آوری اطلاعات مربوط به مرورگرها اعلام کرده که این اطلاعات ناشناس هستند و ارتباطی با هویت کاربران ندارند.

Xiaomi

همچنین سخنگوی شیائومی ضبط داده‌های مرورگر هنگام فعال بودن حالت خصوصی را تکذیب کرده است. با این حال، دو محقق امنیتی در دو آزمایش مستقل متوجه شده‌اند که فارغ از حالت مرورگر گوشی شیائومی، اطلاعات آن‌ها روانه‌های سرورها می‌شود. زمانی که فوربس مدرک موردنظر را برای شیائومی ارسال کرده، این شرکت بار دیگر این ادعا را تکذیب کرده است.

فوربس با تحقیق بیشتر به این نتیجه رسیده که شیائومی برای درک بهتر رفتار کاربران خود، از سرویس‌های شرکت Sensors Analytics استفاده می‌کند که در زمینه تجزیه و تحلیل رفتاری کاربران فعالیت دارد. شیائومی ارتباط خود با این شرکت را تایید کرده است.

منبع: GizmoChina



Source link

چگونه از مانیتور های اولترا واید نهایت استفاده را ببریم؟


در رابطه با مزایای استفاده از دو مانیتور مطالب زیادی نوشته شده و از جمله کارهایی است که بعد از استفاده متوجه اهمیت این موضوع می‌شوید. در این میان، بهره‌گیری از مانیتور اولترا واید برای کامپیوتر هم می‌تواند مزایای متعددی به همراه داشته باشد و در ادامه به دلیل این موضوع و چگونگی بهره‌گیری از ویژگی‌های جذاب این مانیتورها می‌پردازیم.

مانیتور های اولترا واید همان‌طور که از نامشان پیداست، نمایشگرهای بسیار عریضی هستند که نسبت تصویر ۲۱:۹ یا ۳۲:۹ یا حتی ۳۲:۱۰ را به ارمغان می‌آورند. این مانیتورها اگر اندازه بسیار بزرگی داشته باشند، معمولا تا حدی خمیده هستند و بنابراین کاربر را در دریایی از پیکسل‌ها غرق می‌کنند. شاید در ابتدا ارتباط برقرار کردن با چنین مانیتورهایی ساده نباشد، اما بعد از اینکه چیدمان عناصر سیستم‌عامل را متناسب با آن تنظیم کردید، می‌تواند بهره‌وری شما را افزایش بدهد.

مانیتور اولترا واید

اول از همه باید به برنامه‌ها و سایت‌هایی اشاره کنیم که با مانیتور های اولترا واید سازگار هستند. اگر از جمله کاربرانی هستید که مرتبا به توییتر سر می‌زنید، پس بدون شک باید نگاهی به سایت TweetDeck بیندازید که می‌تواند توییت‌ها و بخش‌های مختلف این شبکه اجتماعی را در ستون‌های متعدد نمایش دهد.

برنامه‌های ویرایش ویدیو مانند ادوبی پریمیر هم در اغلب موارد همراه با مانیتور های اولترا واید یا چند مانیتور مورد استفاده قرار می‌گیرند. از آنجایی که این برنامه از بخش‌های مختلفی تشکیل شده، با چنین مانیتورهایی می‌توانید به راحتی به تمام این بخش‌ها دسترسی پیدا کنید تا فرایند تدوین فیلم به کار ساده‌تری بدل شود.

مانیتور اولترا واید

این نوع مانیتورها می‌تواند توجه گیمرها را هم جلب کند هرچند همه بازی‌های موجود برای مانیتورهای اولترا واید بهینه نشده‌اند. از جمله بازی‌هایی که از این مانیتورها پشتیبانی می‌کنند می‌توانیم به نام‌هایی همچون Red Dead Redemption 2، Assassin’s Creed Odyssey، Forza Horizon 4، No Man’s Sky و Sea of Thieves اشاره کنیم که تجربه بسیار جذابی را به ارمغان می‌آورند.

با این حال، همه‌چیز به خوبی جواب نمی‌دهد و مثلا مطمئنا نمی‌خواهید که عرض سایت‌ها تمام مانیتور را پر کنند و هنگام مشاهده بیشتر سریال‌ها باید با نوار سیاه در بالا و پایین نمایشگر کنار بیایید. البته برای بیشتر فیلم‌های سینمایی چنین مشکلی وجود ندارد زیرا بیشتر آن‌ها با نسبت تصویر ۲۱:۹ فیلم‌برداری می‌شوند.

مانیتور اولترا واید

علاوه بر بازی‌ها و برنامه‌های کاربردی که به بخشی از آن‌ها اشاره کردیم، مهم‌ترین مزیت استفاده از مانیتور های اولترا واید مشابه سیستم‌های مبتنی بر دو مانیتور است و آن چیزی نیست جز افزایش بهره‌وری. با استفاده از چنین مانیتورهایی می‌توانید در آن واحد چندین پنجره را مشاهده کنید و این یعنی نسبت به گذشته نیاز کمتری به سوییچ بین برنامه‌ها و تب‌های مرورگر پیدا می‌کنید.

اگر از ویندوز استفاده می‌کنید، قابلیتی موسوم به Snap وجود دارد که برای انواع مانیتورها می‌توانید از این مشخصه بهره ببرید. کافی است بخش فوقانی پنجره را بگیرید و به سمت راست یا چپ نمایشگر بکشانید تا به صورت خودکار در این بخش به اطلاع «چفت» شود و نیمی از فضای آزاد را در اختیار بگیرد. همچنین با فعال بودن پنجره موردنظر، کافی است کلید Windows در کیبورد و جهت راست یا چپ را بفشارید تا چنین کاری انجام شود.

مانیتور اولترا واید

چنین مشخصه‌ای برای زمانی که می‌خواهید دو برنامه یا تب مرورگر در کنار یکدیگر قرار بگیرند بسیار خوب است اما حین استفاده از مانیتور اولترا واید احتمالا می‌خواهید از این حد فراتر بروید. یکی از بهترین ابزارها برای این کار ابزار PowerToys است که توسط مایکروسافت توسعه پیدا کرده و از ویژگی‌هایی مانند FancyZones برای بخش‌بندی محیط نمایشگر بهره می‌برد. با این برنامه می‌توانید برای ترکیب‌بندی پنجره‌ها از ترکیبات متنوعی استفاده کنید.

اگر هم از جمله کاربران macOS به حساب می‌آیید، می‌توانید از قابلیتی به اسم Split View بهره ببرید. اگر بر روی دکمه فول اسکرین (آیکون سبز رنگ) موجود در سمت چپ بخش فوقانی پنجره‌ها کلیک کنید و انگشت خود را نگه دارید، می‌توانید Tile Window to Left of Screen یا Tile Window to Right of Screen را انتخاب کنید که با این کار پنجره موردنظر در سمت راست یا چپ نمایشگر قرار می‌گیرد.

macOS

با این حال، مانند ویندوز در macOS هم ابزار داخلی برای قرار دادن پنجره‌ها در سه یا چهار ستون وجود ندارد که هنگام استفاده از مانیتورهای اولترا واید بیشتر کاربران خواستار انجام چنین کاری هستند. در macOS بهترین ابزار ثالث برای این کار Magnet است که البته برای استفاده از آن باید ۲ دلار بپردازید ولی در عوض می‌توانید از امکانات متعددی برای ترکیب‌بندی پنجره‌ها بهره ببرید. با اجرای Magnet، می‌توانید در بخش فوقانی سیستم‌عامل بر آیکون مربوطه کلیک کنید و از بین ترکیب‌بندی‌های مختلف دست به انتخاب بزنید. به‌عنوان مثال حتی می‌توانید کاری کنید که یک پنجره دو سوم نمایشگر را پر کند و یک سوم باقی‌مانده را به یک پنجره دیگر اختصاص دهید.

لازم به ذکر است که این برنامه‌ها همواره ضروری نیستند. بسیاری از مانیتور های اولترا واید ابزارهایی را ارائه می‌دهند که می‌توانند چنین کارهایی را امکان‌پذیر کنند. حتی برخی از آن‌ها می‌توانند محتوای مربوط به چند ورودی را در کنار یکدیگر قرار دهند. به‌عنوان مثال نیمی از مانیتور به اپل تی‌وی اختصاص پیدا کند و نیمی دیگر به‌عنوان مانیتور مک‌بوک انجام وظیفه کند.

نمایشگر عریض

در نهایت با خرید چنین مانیتورهایی چیزی که به دست می‌آورید انعطاف‌پذیری گسترده است. چنین مانیتورهایی اصلا ارزان نیستند و برای بهره‌گیری از آن‌ها به کامپیوتر نسبتا مناسبی نیاز دارید؛ البته خوشبختانه بیشتر لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترهای دسکتاپ مدرن از پس بهره‌گیری از این مانیتورهای برمی‌آیند. در هر صورت چنین مانیتورها برای افرادی که در زمینه‌هایی مانند گرافیک و تدوین فیلم فعالیت دارند می‌توانند تا حد زیادی مثمر ثمر واقع شوند و بهره‌وری آن‌ها را به طور قابل توجهی افزایش دهند.

بیشتر بخوانید: نبرد بر سر افزایش رفرش ریت نمایشگرها تا چه زمانی ادامه دارد؟

منبع: Gizmodo



Source link

آیفون 12 با قیمت 700 دلار، رقیب جدی گلکسی نوت 20 خواهد بود


با توجه به شایعه‌ای که اخیرا در رابطه با قیمت آیفون ۱۲ منتشر شده، به نظر می‌رسد اپل قصد دارد ارزان قیمت‌ترین عضو خانواده را با قیمت ۷۰۰ دلار راهی بازار کند و این یعنی رقابت در سال جاری بین محصولات اپل و سامسونگ به اوج خواهد رسید!

همانطور که می‌دانید، آیفون ۱۲ قرار است ارزان قیمت‌ترین آیفون اپل در بین سری جدید این شرکت باشد. چند سالی هست که شرکت‌ها این رویه را در پیش گرفتند و نمونه‌ای ارزان قیمت‌تر از پرچم‌داران خود را برای کاربرانی با بودجه محدود راهی بازار می‌کنند. با افزایش گوشی‌های سامسونگ، شیائومی، وان پلاس و شرکت‌های معروف در بازار، اپل تصمیم گرفت خط تولید خود را افزایش دهد و به دو گوشی محدود نشود. اینطور شد که این روزها شاهد معرفی بیش از دو محصول در هر سال توسط این شرکت هستیم.

طبق شایعات، احتمالا آیفون ۱۲ امسال راهی بازار خواهد شد. حال اگر این اتفاق در ماه سپتامبر رخ ندهد، می‌تواند نوامبر یا دسامبر باشد. تاکنون خبرهای زیادی در رابطه با این محصولات منتشر نشده. شاید اگر شیوع ویروس کرونا نبود می‌توانستیم اکنون به جای حدس و گمان، در رابطه با مشخصات فنی آن صحبت کنیم اما خب متاسفانه این چنین نشد و فعلا تنها خبری که بسیاری‌ها روی آن اتفاق نظر دارند این است که آیفون ۱۲ در ۴ مدل راهی بازار می‌شود.

بیشتر بخوانید: اپل واچ ۶ احتمالا می‌تواند از غرق شدن شما جلوگیری کند

قیمت آیفون 12

هنوز خیلی موارد دیگر برای دانستن وجود دارد، بنابراین مطمئن نیستیم دقیقا تفاوت این ۴ مدل با یکدیگر چیست یا اینکه مثلا اپل آن‌ها را با چه قیمتی راهی بازار خواهد کرد. اما طبق جدیدترین شایعه‌ای که منتشر شده، به نظر می‌رسد اولین سرنخ خود را از گوشی‌های این سری بدست آوردیم!

آیفون ۱۲ با اندازه ۵.۴ و ۶.۱ اینچ، آیفون ۱۲ پرو با اندازه ۶.۱ اینچ و آیفون ۱۲ پرو مکس با اندازه ۶.۷ اینچ، احتمالا ۴ مدلی هستند که اپل آن‌ها را برای عرضه به بازار در نظر دارد. چانگ هون لی از موسسه تحقیقاتی UBI، طی صحبتی که با یک فروشگاه کره‌ای داشته، در رابطه با قیمت احتمالی سری آیفون ۱۲ نیز به گفت‌ و گو پرداخت و نتیجه بدست آمده نیز معقول به نظر می‌رسد. به گفته او، آیفون ۱۲ (نسخه ۵.۴ اینچی) با قیمت ۷۰۰ دلار راهی بازار خواهد شد.

بیشتر بخوانید: جزئیات طراحی آیفون ۱۲ پرو مکس فاش شد

با نگاهی به تفاوت آیفون ۱۱ و آیفون ۱۱ پرو مکس، می‌توانیم امیدوار باشیم در سری جدید نیز همین تفاوت بین مدل پایه و بالارده وجود داشته باشد که در این صورت یعنی این قیمت فوق‌العاده است! با عرضه آیفون SE به بازار، به نظر می‌رسد اپل خوب فهمیده چگونه به بازار گوشی‌های مقرون به صرفه ورود کند! بدین ترتیب جنگ بزرگی بین محصولات ارزان قیمت این شرکت با سری مقرون به صرفه نوت ۲۰ شاهد خواهیم بود و اگر سامسونگ بخواهد در قبال سری نوت ۲۰ هم سیاستی مشابه سری اس ۲۰ در پیش گیرد، به احتمال زیاد بازنده این نبرد خواهد بود.

در رابطه با آیفون ۱۲ ۶.۱ اینچی هم گفته می‌شود فقط ۵۰ دلار باید اضافه‌تر پرداخت؛ یعنی ۷۵۰ دلار. اما وقتی به سری پرو می‌رسد یک جهش قیمتی بزرگی را شاهد هستیم. طبق گفته‌های چانگ، آیفون ۱۲ پرو با قیمت ۹۹۹ دلار و آیفون ۱۲ پرو مکس هم با قیمت ۱۰۹۹ دلار راهی بازار خواهند شد که تقریبا مشابه قیمت گذاری آیفون ۱۱ پرو مکس است. البته به خاطر داشته باشید که این قیمت‌ها برای نسخه پایه هر محصول است.

با پیشرفت فناوری و قرارگیری بهترین و پیشرفته‌ترین آن در گوشی‌های پرچم‌دار، به شکل عجیبی شاهد افزایش قیمت آن‌ها در طی این سال‌ها بودیم. اما سوال اینجاست که این افزایش قیمت تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟ ظاهرا خود شرکت‌ها نیز از اینکه کاربران زیادی توان خرید پرچم‌داران آن‌ها را ندارند نگران نیستند و به همین خاطر است که به جای کاهش قیمت، شاهد عرضه دسته جدیدی از محصولات تحت عنوان «پرچم‌داران مقرون به صرفه» به بازار هستیم.

بیشتر بخوانید: گلکسی نوت ۲۰ با تراشه اگزینوس ۹۹۲ عرضه می‌شود

قیمت آیفون 12

با این حال به نظر می‌رسد خرید یک پرچم‌دار مقرون به صرفه بسیار بهتر از خرید یک گوشی میان رده باشد چون با توجه به آمار فروش گوشی‌ها می‌بینیم که این محصولات فروش بسیار خوبی داشته‌اند. مثلا آیفون XR یا آیفون ۱۱. سامسونگ هم بیشتر به جای کاهش قیمت پرچم‌داران خود، تمرکزش را روی عرضه میان‌رده‌های با کیفیت از سری A معطوف کرده و خب ظاهرا در مسیر درستی هم قرار دارد.

با عرضه آیفون SE و تمایل عجیبی که کاربران به این گوشی‌ کوچک و مقرون به صرفه اما قدرتمند پیدا کردند، به نظر می‌رسد اپل به زودی در این بخش پیشتاز خواهد شد. اگر گوشی‌های جدید این شرکت هم از نظر قیمت در محدوده معقولی قرار گیرند، دور از انتظار نخواهد بود اگر در آینده‌ای نزدیک شاهد این باشیم که اپل بتواند به رتبه اول برترین فروشنده گوشی هوشمند در دنیا تبدیل شود.

نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا اپل می‌تواند با سیاست جدید خود، جای سامسونگ را به عنوان بزرگ‌ترین فروشنده گوشی موبایل تصاحب کند؟

بیشتر بخوانید: قدرت پردازشی آیفون SE 2 از گلکسی اس ۲۰ اولترا و پیکسل ۴ نیز بیشتر است!

منبع: t3



Source link

طراح اپل واچ فاش کرد: نمونه اولیه این ساعت بر پایه نسل ششم آیپاد نانو تولید شد


پنج سال پیش در چنین روزهایی اپل از اولین ساعت هوشمند خود به نام اپل واچ رونمایی کرد. این ساعت در حال حاضر یکی از پرفروش‌ترین محصولات در رده گجت‌های پوشیدنی محسوب می‌شود و می‌توان گفت محبوب‌ترین ساعت هوشمند جهان به شمار می‌آید. همچنین، این محصول یکی از پرفروش‌ترین تولیدات اپل در چند سال اخیر نیز بوده است. اما داستان تولید این ساعت محبوب چه بود؟

شاید در آن زمان بزرگترین سورپرایز اپل این بود که از نام iWatch برای این ساعت استفاده نکرده است. عنوانی که بارها در شایعات و خبرها به آن اشاره شد، تا حدی که حتی تیم کوک نیز در مصاحبه‌ای به اشتباه به‌جای اپل واچ از نام iWatch استفاده کرد. البته عدم استفاده از نام iWatch به این دلیل بود که در سال ۲۰۱۲ شرکت دیگری به نام OMG Electronics این نام را به عنوان برند خود به ثبت رسانده بود.

عمران چادری (‌Imran Chaudhri) یکی از اعضای تیم توسعه دهنده اپل واچ است. او بیش از ۲۰ سال در اپل مشغول به کار بوده و از طراحی‌های او در محصولاتی مانند آیفون، آیپد، آیپاد، اپل واچ و ایرپادز استفاده شده است.

عمران جادری

چادری در روزهای گذشته در مجموعه‌ای از توییت‌هایش به تصاویر و داستان‌هایی درباره اپل واچ اشاره کرد. برای مثال، او فاش کرد که اولین نمونه‌ آزمایشی ساعت هوشمند اپل در واقع همان نسل ششم آیپاد نانو بود که به یک بند ساعت مجهز شده بود. آن‌گونه که این طراح در حساب توییتر خود اشاره کرده است، او هرگز این فرصت را به دست نیاورد تا نمونه‌ اولیه را به استیو جابز نشان دهد زیرا مدت کوتاهی پس از تولید این نمونه آزمایشی، جابز درگذشت. تصویر زیر بازسازی نمونه‌ای از طرح‌های اولیه چادری برای صفحه هوم اپل واچ است.

نمونه اولیه اپل واچ

البته او در ادامه اطلاعات جزئی‌تری را نیز فاش کرده است، مانند این که هیچ یک از پروانه‌های استفاده شده در خلق واچ فیس‌های متحرک مورد آزار قرار نگرفتند؛ زیرا از قبل مرده بودند. به لطف انیمیشن‌های تولید شده توسط اندرو زاکرمن (فیلم‌ساز و عکاس) این پروانه‌ها دوباره به زندگی برگردانده شدند و پروانه آبی استفاده شده نیز اکنون در خانه این طراح نگه‌داری می‌شود. چادری درباره تولید واچ فیس خورشیدی نیز می‌گوید آن را خلق کرده است تا مسلمانانی که اوقات ماه رمضان را دنبال می‌کنند بتوانند به سرعت محل قرار گیری خورشید را ببینند و سایر افراد هم بتوانند رابطه خورشید را با زمان درک کنند.

واچ فیس

او با انتشار تصویر زیر اعلام کرده است که اولین نمونه آزمایشی اپل واچ را بر پایه نسل ششم آیپاد نانو و اتصال آن به این بند ساخته است و در ادامه توضیح داده که با دستکاری iOS 5، ماهیت مرکز اعلانات و سیری و تحول آن‌ها در آینده را به متخصصان نشان داده است.

همان‌طور که در ابتدای مطلب ذکر شد، اپل واچ خیلی زود به محبوب‌ترین ساعت هوشمند دنیا تبدیل شد. اما ظاهرا این محبوبیت به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ اپل واچ اکنون محبوب‌ترین ساعت دنیاست!

اگر کمی به این عنوان فکر کنیم، متوجه موفقیت بزرگی که نصیب کوپرتینویی‌ها شده است خواهیم شد. برندهای سوئیسی معروف مانند Rolex و Omega که بیش از صد سال پیش کار خود را آغاز کرده‌اند و برای سال‌ها به عنوان محبوب‌ترین و معتبرترین برندهای ساعت سازی شناخته می‌شدند، اکنون قافیه را به اپل واچ ۵ ساله باخته‌اند. بخش گجت‌های پوشیدنی اپل که ساعت هوشمند این شرکت را نیز در برمی‌گیرد، سریع‌ترین رشد را در میان تمام بخش‌های این شرکت به خود اختصاص داده است. البته موفقیت بخش‌ گجت‌های پوشیدنی تنها به دلیل موفقیت اپل واچ نبوده است و نباید نقش ایرپادز را هم نادیده بگیریم.

تیم توسعه ساعت هوشمند اپل

پس از ۵ سال، اکنون اپل واچ به ابزاری تبدیل شده که حتی در مواردی منجر به نجات جان کاربران شده است. سنسور مانیتور ضربان قلب این ابزار تا کنون کاربران زیادی را از مشکلات سلامتی خود آگاه کرده است و بعضی از این نجات یافتگان به دعوت اپل در یک ویدیو تبلیغاتی حاضر شدند تا داستان بازگشت‌شان به زندگی را تعریف کنند. کوپرتینویی‌ها در اپل واچ سری ۴ از سنسور ECG بهره گرفتند که با کنترل ضربان قلب کاربر می‌تواند ریتم‌های نامنظم را تشخیص دهد. تشخیص این نارسایی می‌تواند به تشخیص فیبریلاسیون دهلیزی کمک کند که در نهایت موجب جلوگیری از لخته شدن خون، سکته، ایست قلبی و مرگ خواهد شد.

اپل واچ

اما این شرکت به همین میزان راضی نشده و قصد دارد ساعت هوشمندش را به ابزار جدی‌تری برای کاربران تبدیل کند. طبق گزارش‌هایی که تا کنون منتشر شده‌، انتظار داریم اپل واچ سری ۶ ویژگی جدیدی به نام تشخیص میزان اکسیژن خون به مجهز شود. به‌طور طبیعی، میزان اکسیژن خون بین ۱۰۰ درصد تا ۹۴ درصد است و اگر این میزان به زیر ۸۰ درصد برسد می‌تواند باعث آسیب به قلب یا مغز شود. همچنین، ممکن است اپل واچ در این نسل به اپلیکیشن اختصاصی پایش وضعیت خواب مجهز شود.

منبع: Phone Arena



Source link

چرا اکثر گوشی های هوشمند طراحی خلاقانه‌ای ندارند؟


دوران ویژه‌ای در تاریخ گوشی‌ها درست قبل از انقلاب آیفون و اما بعد از گوشی‌های ساده تکراری وجود داشت. در طول این مدت، به نظر می‌رسید چشم‌اندازی از طراحی گوشی شکل گرفته و گوشی‌های مبتنی بر طرح‌ها و اشکال گوناگون پدیدار شدند. به‌عنوان مثال یک گوشی مانند نوکیا N-GAGE از طراحی شاخصی بهره می‌برد که به نظر می‌رسید از سریال پیشتازان فضا روانه‌ی بازار شده است. در این دوران، شاهد انواع گوشی‌های تاشو، مبتنی بر اسلایدر، با شکل‌های عجیب و انواع دیگر دیده می‌شد.

طراحی گوشی

به عکس فوقانی نگاهی بیندازید. به نظر می‌رسد تمام آن‌ها از اتاق یک مخترع غیرعادی بیرون آمده است. آیا گوشی های مبتنی بر چنین طراحی هایی به طور شگفت‌انگیزی کارآمد و قدرتمند بودند؟ البته که نه. برخی از این گوشی‌های عجیب و غریب اصلا قابل استفاده نبودند. اما این قدرت را داشتند که کاربران را هیجان‌زده کنند. و با وجود اینکه حالا در جیمان گوشی‌های بسیار قدرتمندی قرار دارد، دیگر چنین احساسی به بسیاری از کاربران دست نمی‌دهد. چگونه به روزگاری رسیدیم که طراحی تمام گوشی ها مشابه یکدیگر شده است؟ در ادامه با ما همراه باشید.

فرم بر فراز عملکرد

گذشته از درس‌های تاریخی، اولین تلفن‌های همراه تنها به هدف تماس گرفتن و پاسخ دادن به تماس ساخته شدند. این گوشی‌ها دارای آنتن‌های غول‌پیکر و نمایشگر بسیار کوچکی بودند و طراحی تقریبا هیچ اهمیتی نداشت. با این حال، تکنولوژی پیشرفت کرد و گوشی‌ها به نقطه‌ای رسیدند که دیگر به قیمت یک دست‌وپا تمام نمی‌شدند. این دورانی است که شرکت‌ها فکر کردن در مورد عواملی مانند قابلیت حمل، طراحی و جذابیت آن‌ها را آغاز کردند.

طراحی گوشی

در هزاره جدید، انواع گوشی های مبتنی بر طراحی های جذاب برای دسته‌های گوناگونی از کاربران عرضه شد تا همه آن‌ها بتوانند گوشی موردنظر خود را پیدا کنند. فارغ از اینکه در کدام گروه قرار داشتید، می‌توانستید گوشی متناسب با سلیقه‌ی خود را پیدا کنید. اما در سال ۲۰۰۷، اوضاع به طور گسترده‌ای متحول شد.

فرا رسیدن اپل در بازار موبایل

بدون شک و تردید می‌توان گفت که اپل در سال ۲۰۰۷ با معرفی آیفون همه‌چیز را تغییر داد. این شرکت به دنیا نشان داد که گوشی مربوط به آینده چه شکل و شمایلی دارد. البته به‌خوبی می‌دانیم که قبل از آیفون هم گوشی های هوشمند وجود داشته اما رابط کاربری نه‌چندان جذاب و زیبایی‌شناسی محافظه‌کارانه آن‌ها باعث شد که این گوشی‌ها نتوانند نظر بخش گسترده‌ای را کاربران را جلب کنند. با این وجود، رقبا بدون مبارزه تسلیم نشدند.

طراحی گوشی

بلک‌بری و نوکیا تا مدت‌ها به عرضه گوشی‌های مبتنی بر سیمبین و BBOS ادامه دادند اما در نهایت آن‌ها هم شکست را پذیرفتند. خیلی زود، طراحی خلاقانه‌ترین گوشی مورد کپی‌کاری گسترده قرار گرفت و یکپارچگی طراحی گوشی های هوشمند آغاز شد. از سیستم‌عامل‌های سیمبین، ویندوز فون، WebOS و بادا تنها خاطره‌ای به جا ماند و جای خود را به اندروید و iOS دادند. و در زمینه سخت‌افزاری، کیبورد فیزیکی ناپدید شد و تخت را در اختیار پادشاهی که به تازگی تاج‌گذاری کرده بود-یعنی نمایشگر لمسی-قرار داد.

نبرد بر سر نمایشگرهای غول‌پیکر

طراحی گوشی

به سرعت مشخص شد که نمایشگرهای بزرگ‌تر تجربه کاربری جذاب‌تری به ارمغان می‌آورند. رابط‌های کاربری مبتنی بر نمایشگرهای لمسی انجام بسیاری از کارها را راحت‌تر کردند و اگر این نظر را قبول ندارید، کافی است همین حالا پیامی از طریق کیبورد فیزیکی برای دوستتان ارسال کنید. در این بین، سرعت اینترنت به‌طور گسترده‌ای بهبود پیدا کرد و استریم انواع محتوا به واقعیت تبدیل شد. دوربین‌های گوشی‌های هوشمند هم تکامل یافتند و روی هم رفته با گوشی‌های دارای نمایشگرهای بزرگ می‌توانستید کارهای بسیار بیشتری انجام دهید.

با این حال، تمام این پیکسل‌ها به انرژی نیاز داشتند و افزایش اندازه نمایشگرها منجر به افزایش ظرفیت باتری‌ها شد. رقابت بر سر افزایش اندازه نمایشگرها تا آنجایی پیش رفت که اصطلاح فبلت (ترکیبی از کلمات گوشی (Phone) و تبلت) به وجود آمد. اما در هر صورت نمایشگرها به خودی خود تفاوتی با یکدیگر ندارند و وقتی ۸۰ درصد یک گوشی نمایشگر آن باشد، طراحی کلی آن هم مانند دیگر گوشی های موجود در بازار خواهد بود.

در این میان تولیدکنندگان برای اینکه خلاقیت خود را نشان بدهند، از نمایشگرهایی با لبه‌های خمیده استفاده کردند، حاشیه‌های اطراف نمایشگرها را کاهش دادند و در این میان بریدگی نمایشگر هم پدیدار شد. همچنین در یک دوران بر سر گوشی‌های ماژولار سروصدای زیادی ایجاد شد که به موفقیتی نرسیدند و خیلی زود فراموش شدند. در نهایت این رویکرد شرکت‌ها منجر به تولید چنین گوشی‌هایی شد:

طراحی گوشی

چرا طراحی گوشی ها یکسان شده است؟

  • نمایشگرهای کم‌حاشیه غول‌پیکر و باتری‌های بسیار بزرگ ویژگی‌های جذابی هستند اما از طرف دیگر دست شرکت‌ها را می‌بندند. گوشی‌ها اساسا حول محور نمایشگر و باتری ساخته می‌شوند و فضای کمی برای خلاقیت باقی می‌ماند.
  • در نهایت بسیاری از کاربران گوشی‌هایی را دوست دارند که به شکل و شمایل آن‌ها عادت کرده‌اند و شرکت‌ها هم نمی‌خواهند در این زمینه ریسک کنند. همچنین بدنه‌های از جنس شیشه و فلز حس خوبی به کاربران منتقل می‌کند و به همین خاطر این روزها بسیاری از گوشی‌ها چنین بدنه‌ای را دارند.
  • بسیاری از تفاوت‌های اعمال شده در طراحی گوشی‌ها سرانجام توسط کیس محافظ پنهان می‌مانند.
  • کیبوردهای فیزیکی عملا منسوخ شده‌اند و ایده‌هایی مانند طراحی ماژولار هیچ‌وقت مورد توجه گسترده‌ای قرار نگرفت.
  • در نهایت دو گزینه اندروید و iOS برای کاربران باقی مانده است. هر آیفون که یک آیفون است و هر گوشی اندرویدی شبیه گوشی‌های دیگر است و مانند آن‌ها رفتار می‌کند.
  • همه در حال کپی‌برداری از دیگران هستند و شرکت‌ها به‌راحتی از عناصر طراحی یا ویژگی‌های دیگر گوشی‌ها الگوبرداری می‌کنند. در عین حال، فقط شرکت‌های اندکی تمایل به عملی کردن ایده‌های نوآورانه دارند زیرا این ایده‌ها به ندرت به موفقیت می‌رسند.

این نکات به طور خلاصه دلیل یکسان بودن طراحی گوشی ها را نشان می‌دهد. ما محکوم به استفاده از گوشی‌های خسته‌کننده و تکراری هستیم. البته صبر کنید! در این زمینه کورسوی امید وجود دارد و به لطف پیشرفت تکنولوژی، قرار نیست که وضعیت برای مدت طولانی یکسان باقی بماند.

گوشی‌های تاشو وارد می‌شوند

گوشی‌های تاشو

سازندگان گوشی‌های هوشمند وقتی فهمیدند کاربران چه چیزی را می‌خواهند، ویژگی‌های موردنظر را ارائه دادند اما این کار برای مدت طولانی انجام شد و کاربران به نمایشگرهای غول‌پیکر و دوربین‌های چندگانه عادت کردند. ما نمی‌گوییم که چنین رویکردی برای طراحی گوشی بد است؛ زیرا اگر بد بود این همه سال دوام نمی‌آورد. هرچه باشد، طراحی یکسان گوشی‌ها عمدتا به این موضوع برمی‌گردد که کاربران به خرید یک نوع از طراحی علاقه‌ی زیادی نشان دادند. خوشبختانه، برخی از مهندسان و مدیران در نهایت به این نتیجه رسیدند که زمان تغییر فرا رسیده است و این‌گونه بود که نمایشگرهای انعطاف‌پذیر متولد شدند.

این فناوری هم یک‌شبه اتفاق نیفتاده و تکنولوژی نمایشگرهای انعطاف‌پذیر سال‌هاست که وجود دارد. اما موضوع این است که در نهایت مدیران به این نتیجه رسیدند تغییر وضع موجود ارزش ریسک عظیم مالی را دارد. چنین رویکردی واقعا هیجان‌انگیز است زیرا پس از گذشت بیش از یک دهه، ما شاهد اولین تغییر اساسی در طراحی گوشی های هوشمند هستیم. این که آیا این رویکرد می‌تواند به موفقیت برسد یا نه خود سوال دیگری است ولی فعلا این فناوری توانسته طرح گوشی‌های تاشو قدیمی را احیا کند و طرح تبلت‌های تاشو را خلق کند.

گوشی‌های تاشو

سوال نهایی این نیست که «چرا همه گوشی‌ها یکسان به نظر می‌رسند» بلکه سوال مهم‌تر این است که «آیا کاربران واقعا به طرح متفاوتی نیاز دارند؟». آیا ما آماده تغییر هستیم؟ آیا تکنولوژی لازم برای چنین کاری آماده شده است؟ امیدواریم شیوع ویروس کرونا گردن تغییر شکننده‌ی در حال ظهور را نشکند تا ما فصل دیگری از کتاب تکنولوژی را ببینیم.

بیشتر بخوانید: ۵ باور نادرست ولی رایج در مورد گوشی‌های هوشمند

منبع: Phone Arena



Source link